الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
191
علل الشرايع ( فارسي )
* ( إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَه مِنْ قَبْلُ ) * « 1 » يعنى اگر اين پيمانه را دزديده باشد بعدى ندارد چه آن كه قبلا برادرى داشت كه او نيز مرتكب سرقت گرديد . يوسف به ايشان فرمود : جزاء كسى كه پيمانه را ما در بارش بيابيم چيست ؟ در جواب گفتند : جزايش همان است كه سنّت و شرع در باره اش فرموده ، پس مأمورين يوسف ابتداء بارهاى برادران را باز بين كرده و سپس به وارسى بار برادر يوسف ( بنيامين ) پرداخته و پيمانه را در آنجا يافته و بيرون آوردند و به خاطر همين جهت بود كه يكى از برادران در خطاب به جناب يوسف عليه السّلام گفت : * ( إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَه مِنْ قَبْلُ ) * . مقصود وى از « سرقت يوسف » سرقت كمربند بود ، بارى جناب يوسف پس از آن كه اين كلام و اتّهام را شنيد امر را مستور داشت و براى برادران ابراز نكرد و شرح نداد كه من يوسف هستم . باب چهل و سوّم سرّ گفتار منادى در كاروانى كه برادران يوسف بودند و علَّت اين ندايش كه سر داد : * ( أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ ) * « 2 » حديث ( 1 ) مظفّر بن جعفر بن مظفّر علوى رضى الله عنه مىگويد : جعفر بن محمّد بن مسعود ، از پدرش ، از ابراهيم بن على از ابراهيم بن اسحاق ، از يونس بن عبد الرحمن « 3 » ، از على بن ابى حمزه ، از ابو بصير نقل كرده كه وى گفت : از حضرت ابا جعفر عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : در كسى كه تقيّه نمىكند خير نيست و تقيّه « 4 » مانند اين گفتار از جناب يوسف عليه السّلام :
--> « 1 » - سوره يوسف آيه ( 77 ) « 2 » - سوره يوسف آيه ( 70 ) « 3 » - اگر چه قميّون او را تضعيف كردهاند ولى ثقه است ، چه آن كه عبد العزيز بن المهتدى كه وكيل حضرت ثامن الحجج عليه السّلام بود مىگويد : از حضرت پرسيدم : در هر وقتى من نمىتوانم محضر شما برسم از چه كسى معالم دين خود را ياد بگيرم ؟ حضرت فرمودند : از يونس بن عبد الرحمن . « 4 » - تقيّه يعنى لفظى را گفتن و معناى بعيد آن را اراده كردن به طورى كه معناى مزبور به ذهن مخاطب نيايد .